چگونگي استقبال از محرم و برگزاري مراسم تاسوعا و عاشوراي حسيني در نايين قديم
فرهنگي بازنشسته: ياد آن ايامي كه در بافت قديم همه با هم زندگي ميكرديم و در غم و شادي خود شريك بوديم و در تمامي مراسم ديني و مذهبي خود حضور فعال داشتيم که از آن جمله استقبال از محرم و برگزاري مراسم تاسوعا و عاشورا بود.
ياد آن ايامي كه در بافت قديم همهي خويشان و اقوام و اهل محل با هم در محلهي پدري خود زندگي ميكرديم. محلهاي كه در واقع حكم خانهاي براي همهي ساكنين را داشت و در غم و شادي خود شريك بودند و در تمامي مراسم ديني و مذهبي خود حضور فعال داشتند از جمله استقبال از محرم و برگزاري مراسم تاسوعا و عاشورا بود كه به محض آن كه يكي دو روزي از عيد سعيد غدير ميگذشت كم كم ذهنها و نظرها به فرا رسيدن محرم معطوف ميشد در هرمحله جنب و جوشي بوجود ميآمد از آن جمله در محله باب المسجد كه من زاده و اهل آن محله هستم به ويژه آن كه كليدداري حسينيه آن در خانواده حقير صورت موروثي داشت و لذا از اوان نوجواني «10 – 12 سالگي» احساس مسئوليتي در انجام امور آن ميكردم كه اين مسئوليت را تا حال «سن 70 سالگي» از بركت و عنايات صاحب خانه حضرت اباعبدالله الحسين(ع) همچنان عهدهدار بودم و هستم در آن عهد كه به حسينيهها كه بيشتر ميدان ميگفته و فقط محرم تا محرم درب آن باز ميشد و بقيه سال بسته بود مانند حال نبود كه حسينيه در تمام طول سال درب آن باز و فعال است. خصوصاً اگر خداي ناكرده مرگ و ميري در محله رخ دهد كه بايستي حداقل 6 جلسه «فاتحه خواني شب اول قبر – مجلس ترحيم – سوم – هفته – چهلم و سال» براي يك متوفي در آن برگزار ميشود كه در قديم اين رسم امروزي معمول نبود و اصولاً كاري به حسينيه نداشتند «يك فاتحه شامگاهي بود – يك سوم و ماه والسلام» فاتحه خواني شامگاهي طبق سنت در حسينيه باصطلاح بيروني بر پا ميشد و مراسم سوم و ماه در سر قبر متوفي آن هم با يك كتري يا قهوه جوش پر از قهوه برگزار ميشد در اين صورت حسينيه يك سال درب آن بسته بوده و مسلماً از باد و طوفان و گرد و خاك همراه آن مصون نبوده پس بايد تا فرا رسيدن شب اول محرم حسينيه از هر نظر آماده شود.
نظافت و گردگيري و غبارروبي به عهده زنان و دختران محله بود كه در يك روز بخصوص همگان با يك آفتابه و جاروب همه جاي حسينيه را تميز ميكردند و اگر فرش و گليمي هم داشت آن را ميشستند و حسينيه را براي شب اول محرم آماده ميكردند كه در محلهها رسم بود كه پس از اداي نماز مغرب و عشا در حسينيه «ميدان بيروني» جمع شدند تا چاووش محله بيايد « ايشان مرحوم ملا علي چاووشيان بودند» كه بيرقي مخصوص به خود داشت آن را بر شانه خود گذارده و با صوتي حزنانگيز اشعاري در رثاي شهادت حضرت امام حسين(ع) ميسرود از جمله اين بيت:
اين حسين كيست كه دلها همه ديوانهي اوست
اين چه شمعي است كه جانها همه پروانهي اوست
آنگاه اهالي به صورت جمعي وارد حسينيه ميشدند و چند دقيقه ايشان به كار خود ادامه ميداد و ديگران دست بر سر خود ميگذاشتند و يا حسين، يا حسين ميگفتند.
پس از ختم اين مراسم كه به اصطلاح امروز مراسم افتتاحيه ميگويند يكي از روضهخوانان محله بر منبر ميرفت و روضهاي ميخواند پس از مراسم روضهخواني بزرگان و دست اندركاران حسينيه اعلام ميداشتند كه براي برگزاري مراسم شب تاسوعا و روز عاشورا به وسايلي چون: شمع براي لالهها، نفت و توري براي چراغ فانوسها، پوست براي دهلها و پارچهها و بقچههاي نو براي تزيين علمها و سقاخانهها نياز است كه هر فردي از اهل محل تهيه يكي دو تا از وسايل را تقبل ميكرد.
همه
اين وسايل چون دهلها، علمها، نخلها، بيرقها، فانوسها، چلچراغها و
حتي مشعلها تا ظهر روز هشتم محرم آماده ميشد. چرا كه از ظهر اين روز
كارها تعطيل ميشد. بازاريها و كاسبكارو كشاورز دست از كار ميكشيدند و
تا صبح روز يازدهم اين دو روز و نصفي كه به اصطلاح كار حرومي ميگفتد هيچ
كس جز عزاداري به كار ديگري دست نميزد.
مراسم شب تاسوعا: كه منسوب به حضرت ابوالفضل العباس(ع) بوده و طبق سنت ديرينه هفت محله به ترتيبي كه معمول است براي برگزاري مراسم راهي امامزاده سلطان سيد علي ميشدند در اين مراسم ابتدا هيأت عزاداران حسينيه باب المسجد از محل حسينيه دهلزنان و سينهزنان همراه با نوحه خواني مرحوم سيد رضا موسويان كه نزديک به 40 سال مداح اين محل بود حركت ميكردند و واقعاً آنچه انجام ميشد خالصانه و بيريا بود و از «اِكو ها – بلندگوها و علامت و دهلهاي آن چناني كه امروز بنا به مقتضيات زمان معمول شده خبري نبود.
منظور از نام بردن اين وسايل به اين معنا نيست كه چرا امروز اين همه تشريفات زياد شده مقتضيات زمان ايجاب ميكند همراه زمان به جلو برويم». البته بايد اصالتها و سنن خوب حفظ شود و از خرافه كاري پرهيز كنيم.
مراسم روز تاسوعا:
در قديم رسم بر اين بود كه هيأت عزاداران هر محله به خانههاي متوفيان آن
سال براي عرض تسليت ميرفتند. ولي اين رسم به دليل بزرگ شدن بافت شهر ديگر
مقدور نبوده لاجرم مسئولين حسينيهها چند سال پيش تصميم بر اين گرفتيم كه
براي عرض تسليت به ترتيبي كه امروز مرسوم است در حسينيه هر محله صاحبان عزا
جمع شده و هيأتهاي محلات يكي پس از ديگري براي عرض تسليت ميآيند البته
صاحبان عزا نيز وجوهي براي هزينههاي هرحسينيه پرداخت مينمايند.
مراسم روز عاشورا: در اين روز طبق معمول حسينههاي با ب المسجد و كلوان به مزار سلطان موصله رفته و به عزا داري ميپردازند. اين سنت همچنان تا حال به قوهي خود باقي است. ((اين جدايي زاييدهي اختلافات استعماري حيدري و نعمتي بوده كه سالها در نايين كار به دودستگي و چند دستگي كشيده ميشده است)). و بقيه محلات نوگاباد، پنجاهه، سراينو، چهلدختران و كوي سنگ براي برگزاري اين مراسم به ترتيب به امامزاده سلطان سيد علي رفته و طبق آيين و آداب خاص اين مراسم را به نحو احسن انجام ميدهند.

مراسم شب شام غريبان: انجام اين مراسم به عهده هيأت عزاداران حسينيه كلوان بوده كه به ترتيب در اين شب به حسينيههاي شش گانه رفته و اين مراسم را با خاموش كردن چراغها در تاريكي محض برگزار مينمايند.




























باسلام خدمت دوستان عزيز، با توجه به تعدد نويسندگان وهمچنين تعدد وبلاگهاي پايگاه ،كليه مسئوليت نوشته ها ومطالب مندرج در وبلاگ بر عهده خود نويسنده ميباشد.