وی
در آستانه فرا رسیدن سومین سالروز ارتحال مرحوم آیت الله العظمی شیخ علی
صافی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، خاطراتی را از زندگانی این مرجع
فقید در گلپایگان، تلمذ ایشان نزد آیت الله العظمی بروجردی(ره)، جایگاه
ایشان در بین مراجع و علما، ارتباط با مردم و طلاب، آثار و تألیفات فقهی و
ادبی، نگاه سیاسی و ... را بیان کرد.
آنچه در پی می آید حاصل این گفتگو است:
مرحوم
حضرت آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی(ره) از بزرگان دین و مراجع عالیقدر
تقلید بودند که در سال 1332هجری قمری در شهرستان گلپایگان به دنیا آمدند و
در همان سنین نوجوانی شروع به تحصیل در حوزه علمیه کردند و خدمت پدر
بزرگوارشان ملامحمد جواد گلپایگانی(ره) و دایی شان حجت الاسلام والمسلین
آخوند ملاقاسم قطب(ره) دروس حوزه را گذراندند.
ورود به حوزه علمیه قم
ایشان
در سال 1349هجری قمری وارد حوزه علمیه قم شدند، زمانی که مرحوم آیت الله
العظمی شیخ عبدالکریم حایری یزدی(ره) موسس حوزه علمیه قم حوزه را تاسیس
کرده بودند و ایشان با اینکه در درس سطوح عالی حوزه مرحوم آیت الله
آقامیرزا محمد همدانی شرکت داشتند با این بزرگوار در درس مرحوم آیت الله
العظمی حایری شرکت می کردند. بعد از فوت آیت الله العظمی حایری در درس
مرحوم آیت الله حجت و سید محمد تقی خونساری شرکت فعال داشتند و از برجسته
ترین شاگردان این بزرگوار بودند و چنان شیفته درس بودند و استعداد قوی
داشتند که شب و روز را تشخیص نمی دادند.
تالیفات و آثار
آیت
الله العظمی شیخ علی صافی، تقریرات اصول استادشان مرحوم آیت الله حجت(ره)
را در دو جلد به نام "المحجه فی تقریرات الحجه" و تقریرات درس مرحوم حجت در
موضوعات تیمم و بیع و ... را نوشتند، همچنین شرح استدلالی بر العروه
الوثقی اثر آیت الله آقاسید محمد کاظم یزدی طباطبایی از مراجع معروف بنام
را با عنوان "ذخیره العقبی فی شرح العروه الوثقی" را در 30 جلد نگاشتند.
"منتخب
الاحکام"، "مناسک حج"، "در انتظار وصال" (مجموعه 59 قصیده وغزل و مخمس به
مناسبت ولادت امام زمان(عج))، "راز دل" (دیوان اشعار در بیش از هزار صفحه)،
"رساله عملیه توضیح المسایل فارسی"، "ادلاله الی من له الولایه"، "تاریخ
تحول فقه شیعه" و "اصول الفقه" از دیگر آثار و تألیفات آیت الله العظمی
آقای حاج آقاعلی صافی است.
شاگرد برجسته آیت الله العظمی بروجردی(ره)
آیت
الله العظمی علی صافی(ره) وقتی آیت الله بروجرودی وارد قم شدند، در درس
ایشان شرکت کردند و از برجسته ترین شاگردان ایشان بودند و معروف هستند که
ایشان از شاگردان برجسته درس آیت الله العظمی بروجردی بودند و بارها آیت
الله بروجرودی فرموده بودند که من درسم را برای ایشان و برادرشان (آیت الله
العظمی لطف الله صافی) می گویم و علاقه شدید و عنایت خاصی به این دو
بزرگوار داشتند حتی از مرحوم بهجت نقل شده که این دو برادر در درس آیت الله
العظمی بروجردی(ره) برجستگی خاصی داشتند که ایشان نیز درس را به خاطر این
دو بزرگوار می گفتند.
ایشان
از نظر علمی، مراتب علمی بالایی داشتند که باید بزرگان و مراجع تقلید این
مساله را بیان کنند، بعد از رحلت آیت الله العظمی بروجردی(ره) به تدریس درس
خارج اصول پرداختند که تا چند سال قبل از فوت ایشان این درس ادامه داشت و
شاگردان زیادی را به حوزه تحویل دادند.
ایشان
در کارهای تحقیقاتی و مطالعاتی توجه عمیق به تألیف و درس و بحث داشتند و
تمام درس هایی که می گفتند می نوشتند و نمی شد درسی از ایشان داشته باشیم
که ننوشته باشند.
*علاقه شدید دو برادر به هم
علاقه
شدید بین والد معظم ما و ایشان بود، خیلی همدیگر را دوست داشتند، پدرم می
گویند: از زمانی که شیخ علی آقا صافی به قم آمده بود خدمت بسیاری به من می
کردند؛ چرا که ایشان زودتر از والد معظم ما به قم آمده بودند. ایشان با هم
زندگی می کردند و بعد از ازدواج شان سالیان سال در یک خانه اجاره ای زندگی
می کردند و خانه ای گرفته بودند که سه اتاق داشت یک اتاق در اختیار حاج شیخ
علی آقا و یک اتاق در اختیار حاج شیخ لطف الله و یک اتاق هم برای مهمانان
اختصاص داده بودند.
این علاقه تا اخر عمر نیز پابرچا
بود، می توان گفت زندگی و ارتباط این دو برادر می تواند برای دیگران الگو
باشد ایشان می فرمودند: گاهی برای ما به سختی می گذشت حتی در حد متوسط هم
نبود، اما با هم زندگی می کردیم.
حوزه های علمیه باید از زندگی ایشان استفاده کنند و بزرگداشت هایی ترتیب دهند تا طلاب جدید بدانند که سابقه حوزه و علمای ما چه بود.
عالمی مرجع و مردمی
ایشان
در معنویت، زهد، قناعت، تواضع و پارسایی در حوزه علمیه قم معروف بودند،
ویژگیهایی که آقا امام زمان(عج) از سربازان خود انتظار داشتند، در ایشان
وجود داشت که نزدیک به یک قرن به مولای خود عشق می ورزید و خدمت به این
بزرگوار را برای خود بزرگترین افتخار در زندگی می دانستند.
حضرت
آیت الله علی آقا صافی می فرمود: از زمانی که من تکلیف شدم یک مرتبه نماز
شبم ترک نشد، یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بلند شده و نماز شب می
خواندند و تلاوت قرآن داشتند و از خوف خدا گریه می کردند و آنقدر اشک می
ریختند که گریه های بلند بلند می کردند. به نماز جماعت اهمیت می دادند در
سال سه یا چهار ماه به گلپایگان می رفتند و منبر داشتند که اکثر متدینین و
صالحین شهر در نماز جماعت ایشان شرکت می کردند.
ایشان
با این که عالم دینی بودند منبر و تبلیغ را ترک نکردند، حتی چند شب قبل از
رحلت شان در شب عاشورا و شب یازدهم ماه محرم در مسجد گلپایگان شرکت و برای
مردم صحبت کردند که دو سه روز بعد از آن روز بود که مریضی شان شدت پیدا
کرد و به دیار باقی شتافتند.![]()
این
مرجع فقید تا آخر عمر خود، انسان زاهد و قانع بودند شاید می توانستند به
وسایل گوناگونی وضع زندگی و منزل شان بهتر از اینها باشد اما آن قدر ساده
زندگی می کردند که هر کس در منزل ایشان حضور پیدا می کرد تعجب می کرد.
خدمت
به مردم در زندگی ایشان جلوه داشت، عالمی که بتوان نام برد که هم مرجع و
هم با مردم باشد ایشان بودند که وظیفه خودشان را به بهترین وجه انجام می
دادند.وقتی فقرا یا اشخاصی برای انجام کارهایی به ایشان مراجعه می کردند با
حالتی که انبساط خاطر داشتند مشکلات مردم را حل می کردند.
آمر به معروف و ناهی از منکر
معظم
له بر برپایی امربه معروف و نهی از منکر تاکید داشتند و انسان صریح اللهجه
بودند و اگر خلاف شرعی می دیدند متذکر می شدند و گاهی فریاد می زدند، در
شهر گلپایگان معروف بودند که امر به معروف و نهی از منکر ایشان هیچ گاه ترک
نشد، بسیاری از اشخاص بودند که نقشه هایی برای شهر گلپایگان کشیده بودند
تا مردم را از نظر دینی سست کنند، اما ایشان با با بهایی ها و صوفیان
مبارزه می کردند که بحمدلله به همت والای ایشان و پدر بزرگوارشان در شهر
گلپایگان یک نفر که جزو فرق مختلف ضاله باشد وجود ندارد و گلپایگان شهری
است که صددرصد همه از مخلصین آقاامام زمان(عج) و دوستداران اهل بیت(ع)
هستند.
بسیاری
از جوانان به ایشان عشق می ورزیدند؛ به طوری که وقتی ایشان از دنیا رفتند
تشییع جنازه شان در گلپایگان نظیر نداشت، مردم به سر و سینه خود می زدند
مثل اینکه پدر خودشان را از دست داده باشند، اینگونه در فوت ایشان ابراز
احساسات می کردند و این حاکی از آن است که در دل و جان مردم برای خود جا
باز کرده و محبوب دلها بود.
عالم تاریخ دان و ادیب
برخی
از علما هستند که در فقه و اصول تبحر خاصی دارند، اما ایشان غیر از اینکه
در این دو رشته متبحر و فقیه بودند در مسایل تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و
ادبیات دارای تبحر خاصی بودند و با کتاب های ادبی و دیوانی که به نام
"رازدل" دارند می توانیم ایشان را به عنوان یک استاد ادبیات معرفی کنیم که
تمام اشعارشان مطابق با ادبیات بود.
ایشان
داری ذوقیات خاصی بودند، می توان گفت در بین علما از این نظر کم نظیر
بودند، چرا که بسیاری از اساتید ادب دانشگاه و فقه حوزه علمیه خدمت ایشان
می رسیدند و همه در مقابل ایشان کرنش و تواضع می کردند. ایشان همچنین در
تاریخ مشروطیت و انقلاب هایی که در دوره های معاصر بود موشکافی می کردند و
مانند یک مورخ که مسایل تاریخی را دنبال می کرد وارد بودند.
فقیه سیاستمدار و آگاه به زمان
این
مرجع فقید مخالف جدایی علما از سیاست بودند و سیاست را از فقاهت و عبادت
جدا نمی دانستند و قایل بودند فقیه باید عالم به زمان خود بوده و سیاستمدار
باشد و از اموری که در اطراف خود اتفاق می افتد، آگاه باشد.
ایشان
در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران فعالیت داشتند؛ آیت الله العظمی
بروجردی(ره) و مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) و حضرت امام خمینی(ره)
با ایشان مشورت می کردند؛ چرا که آگاه به زمان بودند و علمای ما از تجربیات
ایشان استفاده می کردند.
حضرت
آیت الله علی آقا صافی در تشکیل انقلاب اسلامی دخالت داشتند و قبل از
اینکه حضرت امام(ره) به ایران بیایند به پاریس رفتند و در ایران نیز با
ایشان مراوده خاصی داشتند، حضرت امام علاقه خاصی به پدر ایشان داشتند و با
برادرشان آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی رفت و آمدهای خانوادگی
داشتند و نقل می کردند که پدر ایشان وقتی سالی یک مرتبه به قم می آمدند
حضرت امام ایشان را به منزل خود دعوت می کردند.
ایشان در مسایل سیاسی و انقلاب وارد بودند و کاملا به مسایل آشنا بودند و خودشان را جدا از سیاست نمی دانستند.
والد
معظم فرمودند: وقتی مرحوم امام به ترکیه و نجف تبعید شده بودند مراجع قم
به امام نامه نوشته و اظهار تاسف کرده بودند از جمله آنها علی آقا صافی
بودند، امام جواب مراجع را دادند آن زمان در قم سه یا چهار مرجع معروف
بودند که حضرت امام عنوان "مرجع" را برای آنها می نوشتند اما امام
خمینی(ره) برای ایشان عنوان "حضرت آیت الله آقای حاج علی آقای صافی
گلپایگانی" را نوشته بودند و این در حالی بود که ایشان 50 سال بیشتر
نداشتند و جزو مراجع نبودند.![]()
زندگی سخت در دوران فشار رضاخانی
ایشان
در رژیم شاهنشاهی به مشکین شهر تبعید شدند و کاری کرده بودند که مردم با
ایشان تماس پیدا نکنند و می دانستند که اگر مردم به ایشان مراجعه کنند مردم
را منقلب می کنند، وقتی رژیم شاهنشاهی دید تبعی ایشان نیز تاثیری ندارد و
مردم هر روز در اقامت گاه ایشان صف می کشند، ایشان را به شهر گلپایگان
بازگرداندند اما وقتی وارد زادگاه خود شدند در عین حال که فشار رژیم بود
استقبال بسیاری زیادی از ایشان شد و تا ماه ها مردم برای دیدن ایشان می
آمدند، رژیم درب خانه ایشان مامور گذاشت تا کسی رفت و آمد نکند چرا که
ایشان در دل مردم جای داشتند و یک روحانی کاملا مردمی بودند و با مردم
زندگی می کردند.
ایشان
در دوران فشار رضاخانی به قم آمدند، طوری بود که طلبه ها به سختی زندگی می
کردند و بدون مجوز کسی حق نداشت، عمامه بگذارد، اما ایشان با کمال سختی و
قناعت زندگی کردند؛ به طوری که شاید روزها می شد نانی برای خوردن پیدا نمی
کردند.
این
مرجع فقید اگر در شغل دیگری مشغول می شدند می توانستند در مناصب بالایی
قرار بگیرند، اما با اوضاع سخت زمان ساختند و در حوزه علمیه زندگی کردند و
حوزه را تنها نگذاشتند و این درسی برای طلاب امروز است که باید حداکثر
استفاده را از این امکانات موجود بکنند.طلاب و روحانیون امروز مورد احترام
هستند اما آن زمان که کسی جرأت نداشت با عمامه بیرون بیاید، ایشان با این
شدت فشاری که از طرف رژیم طاغوت بود در قم ماندند و درس خواندند.
علاقه قلبی به اهل بیت(ع)
علاقه
قلبی که حضرت آیت الله علی صافی گلپایگانی(ره) به حضرات معصومین و اهل
بیت(ع) داشتند خاص بود؛ به حضرت صدیقه طاهره(س) ارادت خاصی داشتند و وقتی
اسم ایشان را در روضه می آوردند بلند بلند گریه می کردند بطوری که همه حال
خاصی پیدا می کردند و علاقه خاصی به حضرت سیدالشهدا(س) وآقا امام زمان(عج)
داشتند، دیوان ایشان بیشتر عرض ارادت به حضرات معصومین بویژه امام زمان(عج)
است مثل مادری که فرزند خود را از دست داده باشد ایشان در فراق امام
زمان(عج) چنان بی تابی می کردند که همه تعجب می کردند مگر چه مصیبتی به
ایشان وارد شده است.
برای
ما حوزویان درس است که ایشان در عین حالی که فقیه و مرجع تقلید و زاهد و
قانع بود و جامعیت داشت و علاقه خاصی به حضرات معصومین بویژه امام زمان
داشت.
وصیت آیت الله بهجت(ره) نسبت به آیت الله علی صافی(ره)
آیت
الله العظمی بهجت(ره) علاقه شدیدی به ایشان داشتند؛ در وصیت نامه ای که
داشتند و به ظاهر شفاهی نیز بود، وصیت کرده بودند که بعد از من مقلدین به
آیت الله العظمی علی صافی مراجعه کنند.
حضرت
آیت الله علی صافی(ره) به خاطر این که خودشان اهل دنیا نبودند، از شهرت
کناره گیری می کردند و مردم کمتر ایشان را می شناختند، اما بین علما بویژه
آیت الله العظمی بهجت(ره) شناخته شده بودند. ایشان به عنوان یک روحانی
شایسته که به درس و بحث شان می رسیدف معروف بود، مرجعیت شان مسلم بود و حتی
از زمان آقای بروجردی(ره) مجتهد بودند.
بخشی از پیام آیت الله العظمی لطف الله صافی به مناسبت ارتحال آیت الله العظمی علی صافی (ره)
الحق
فقدان چنین شخصیتی، ثلمه ای بزرگ برای فقاهت، مرجعیت و حوزه های علمیه
است. این ضایعه دینی مولمه را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواح العالمین له
الفدا و حوزه های علمیه و حضرات علمای اعلام و آیات عظام دامت برکاتهم و
بیت جلیل علمی ایشان تسلیت عرض می نمایم. زادالله فی علو درجاته و حشره مع
ساداته الطیبین محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین.
مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه قم:شکار پهباد آمریکایی دشمنان را خوار و ذلیل کرد
به
گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن اکبری با تاکید بر
این که شکار پهباد آمریکایی توسط غیورمردان سپاه پاسداران نشانه قدرت،
صلابت و سرعت عمل جوانان این مرز و بوم در مقابله با تجاوزگری دشمن است،
اظهارداشت: امروز دشمن بیش از هر زمان دیگری نسبت به قدرت و اقتدار نظام
مقدس جمهوری اسلامی ایران واقف شده است.
وی
افزود: این که وزیر امور خارجه آمریکا صراحتا اعتراف می کند که حضور همه
جانبه ایران در جای جای دنیا ، آمریکا را به دردسر و زحمت انداخته ، یک
واقعیت تلخ برای دشمنان ماست.
مسئول
حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه علی بن ابیطالب(ع) تاکید کرد: همین حضور
جدی و مقتدرانه ایران اسلامی در عرصه های مختلف منطقه ای و بین المللی
،دشمنان را دچار تزلزل و دوگانگی در کارها و برنامه هایشان کرده است.
وی
تصریح کرد: شکار پهباد آمریکایی توسط سپاه ، نشانه قدرت و سرعت عمل جوانان
و دانشمندان ما در عرصه جنگ افزارهای مردن و پیشرفته دنیاست و این درسی
است که فرزندان عزیز اسلام از قرآن و عترت گرفته و به این آیه مبارکه قرآن "
واعدوالهم ماستطعتم من قوه" باور داشته و آن را سرلوحه کار خود قرار داده
اند.
حجت
الاسلام والمسلمین اکبری بیان داشت: به نظر می رسد که اینک زمانه واژگونی و
اضمحلال قدرت های استکباری فرارسیده است و آن ها چاره ای جز تسلیم در
برابر قدرت و عظمت ملت ایران، دنیای اسلام و همه مستضعفان مقاومِ عالم
ندارند.
وی
با بیان این که امروز دشمنان در وضعیت ذلت قرار دارند، گفت: آن ها در هر
عرصه ای که به عنوان براندازی و مقابله با نظام انجام داده اند، شکست خورده
و با رسوایی میدان مقابله را ترک گفته اند.
مسئول
حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه علی بن ابیطالب(ع) تصریح کرد: بی شک ما در
آینده نزدیک کارهای مهمتر، اساسی تر و بنیادی تری انجام خواهیم داد تا
دشمن برای همیشه تصمیم بگیرد که افکار و اندیشه های پلید تجاوزگرانه خود را
از ذهن دور کند.
حجت
الاسلام والمسلمین اکبری اضافه کرد: البته بدون تردید همه این کارها و
موفقیت ها از عنایات پروردگار متعال و امام زمان(عج) به این مردم و نظام
اسلامی است و ما از خود چیزی نداریم.
بر اساس اعلام روابط
عمومی سپاه قم، وی در خاتمه گفت: جوانان عزیز و برومند ما نیز به خوبی یاد
گرفته اند که درسایه توکل بر خدا و اعتماد به توانایی ها و موهبت های الهی
خویش می توانند دشمن را شکست دهند.
دنیای غرب نیازمند فکر زلال شیعی است
به
گزارش خبرگزاری حوزه، آیتالله سید هاشم حسینی بوشهری، شب گذشته در بازدید
از موسسه بین المللی مطالعات اسلامی تشکیل چنین نهادی را ضروری دانست و
گفت: یکی از آرزوهای همه خیرخواهان حوزه این بود که روزی نهادی در قم شکل
بگیرد و طلاب و فضلایی را تربیت کند که در عرصه بینالملل به فعالیت
تبلیغی بپردازد.
وی
با بیان این که پیش از انقلاب چنین فرصتی در اختیار حوزویان نبود، اظهار
داشت: البته در زمان بزرگانی همچون آیتالله العظمی بروجردی(ره) این نگاه
وجود داشت که اعزام چهرههایی همچون شهید بهشتی برای معرفی چهره زیبای شیعه
و مکتب اهلبیت (ع)، به کشورهای مختلف اعزام شدند، ولی این مقدار کافی
نبود.
عضو
جامعه مدرسین حوزه با اشاره به تاخیر و آغاز کار تبلیغی در عرصه بینالملل
بعد از انقلاب، ادامه داد: امید است با فعالیتهای گسترده موسسه مطالعات
اسلامی و عزم راسخ مسئولان و فراگیران آن، بتوانیم تبلیغ بین المللی را
تقویت کنیم.
وی در ادامه به تبیین نکاتی مهم خطاب
به مسئولان ودانشپژوهان موسسه بین المللی مطالعات اسلامی پرداخت و گفت:
یکی از دلایل پیشرفت این موسسه این بود که طلابی زباندان را جذب کرد؛
افرادی که با توجه به علاقه و احساس مسئولیت خود به فراگیری زبان عربی یا
انگلیسی پرداختند؛ حوزه نیز باید چنین فضایی را با انعقاد قراردادها و
تفاهمنامه با موسسات مختلف ایجاد بکند.
عضو
خبرگان رهبری با تاکید بر این که در مسئله معارف باید سنگ تمام گذاشت،
ابراز داشت: همان گونه که روحانیون در داخل کشور پاسخگوی مسائل مردم در
موضوعات گوناگون هستند، مبلغان خارج از کشور نیز باید با جدیت در تحصیل و مطالعات پیرامونی، پاسخگوی همه شبهات باشند.
امام
جمعه قم ادامه داد بر اساس تجربه ثابت شده است که هر چند سخنوری و آشنا
بودن به معارف بخش مهمی در فعالیت تبلیغی است، ولی تهذیب نفس و داشتن اخلاق
اسلامی تاثیرگذاری فراوانی در امر تبلیغ دارد.
وی
با تاکید بر این که مبلغان عرصه بین الملل باید چهره ای مهذب و اخلاقی
داشته باشند تا بتوانند تاثیرگذاری کاملی داشته باشند، گفت: رفتار و اخلاق
مبلغین میتواند الگوی تربیتی کاملی را در اختیار مردم قرار دهد؛ بنابراین
اخلاق اسلامی باید بزرگترین ارمغان برای جهانیان باشد.
وی
خطاب به دانش پژوهان موسسه مطالعات اسلامی افزود: امیدهای زیاد به شما
وجود دارد و بدانید زمینهساز فضای معنوی برای ظهور حضرت ولیعصر(عج) هستید
و باید قدر خود بدانید و نسبت به رسالتی که بر عهده دارید آگاه باشید.
آیت
الله حسینی بوشهری با بیان این که جهان امروز نیازمند ارائه الگوی درست
برای زندگی است، یادآورشد: مبلغان عرصه بین الملل نباید تنها مخاطبان خود
را شیعیان قرار دهند، بلکه باید با حضور در مراکز و نهادهای علمی و گفتوگو
با ادیان و مذاهب دیگر، تفکر شیعه را ترویج داده و به شبهات پاسخ دهند.
مدیر
حوزه های علمیه در پایان با اشاره به این که دنیای غرب امروز نیازمند فکر
سالم و زلال تشیع است، گفت: مکتب شیعه معتدل، عدالتگستر و مردم سالار است،
مبلغانباید این فکر سالم را به جهانیان منتقل کنند و بدانند سفیران و
رسولان حوزهای هستند که رسالت آن رسالت پیامبر اسلام (ص) است.
|
|
آیتالله مصباحیزدی: دین به سئوالات بنیادین پاسخ میدهد
به گزارش خبرگزاری حوزه،آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در جلسه اخلاق چهارشنبه شب خود که در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد، با
ذکر اهمیت مساله شناخت فطری ،اظهارداشت: شناخت آگاهانه، از حس شروع می
شود؛ چیزهایی هم وجود دارد که با حواس پنجگانه قابل شناخت نیست، چون حواس
انسان محدود است و کیفیت حواس به این شکل طراحی شده است.
رییس
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این که فطرت، کیفیت و
نوع آفرینش است، ادامه داد: به دنبال درک های حسی، درک های دیگر را نیز درک
می کنیم؛ رؤیت های چندگانه از جمله این فرایند است که در اشکال مختلف وجود
به این حقیقت پی می بریم، همانند درک یک کودک دو ساله که از این سن به
بعد، توان تجزیه پیدا می کند.
ایشان
اضافه کرد: پس از توانایی انسان در تجزیه ذهنی، درک مفاهیم از صورت
ها(قدرت تجرید)، به وجود می آید و از آنجایی که خودمان باید تلاش کنیم که
یک حقیقت را بیابیم، آن را اکتسابی می نامیم؛ بر اساس اراده خداوند، در روح
انسان کانال هایی قرارداده شده است که برای شناخت، به کار می رود؛ بعد از
این رهگذر، احساس ایجاد می شود.
عضو
خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: درک هایی که خودمان در آن نقشی نداریم را فطری
می نامیم؛ در خواست ها هم فطری و اکتسابی است؛ خواست های فطری، ملاکی برای
طرح سوال و تکلیف واقع نمی شوند، ولی در مرحله بعد، خواست های ارادی شکل
می گیرد، استمرار علاقه، اراده را شکل می دهد آنچه که موجب رشد و تمرکز
احساس می شود، اختیار انسان است و تکلیف بر انسان واقع می شود.
ایشان
یادآور شد: هم در شناخت و هم در میل ها، فطری و غیر فطری داریم؛ خدا انسان
ها را از سن بلوغ، مکلف کرده است چون به شناخت اراده می رسند، ولی آموزش
پیش از بلوغ انجام می شود؛ شناخت خدا فطری است، ولی زمانی که می گوییم
خداجویی نیزفطری است باید آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم؛ آنچه از
آیات و روایت برمی آید آن است که نوعی از علم از ما نیست و بر اساس اراده
انسان نبوده که ما آن را معرفت حضوری ناآگانه می نامیم؛ پس از تعلیم، شناخت
ما به آگاهی حضور آگاهانه می رسد.
آیت
الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: بسیاری از میل ها هستد که به راحتی می توان
گفتکه همه انسان ها، از آن برخوردار هستند، میل به استراحت، نوازش،
احترامش و...؛ برخی میل ها نیز در ابتدا وجود ندارد ولی به مرور در انسان
رشد می کند؛ مدیریت میل ها از جمله مواردی است که در زمان بلوغ و در مسیر رشد، برای انسان،به شکل تکلیف ووظیفه مطرح می شود.
عضو
خبرگان رهبری ادامه داد: یک سری میل ها از جمله میل به جاودانگی، سیری
ناپذیر است؛ میل به ریاست نیزاز جمله میل هایی است که نوزدان در ابتدا به
آن توجهی ندارند، ولی کم کم در وجود انسان ایجاد می شود؛ تفاوت انسان با
موجودات دیگر نیز در همین مساله است که انسان مظهر اراده خداوند است و خلقت
او به هیچ عنوان بدون حکمت ودفعی نبوده است؛ سوال اینجاست که چرا شناخت
انسان ها تدریجی است و مسیر او نیز به سمت خدا به همین شکل است؛ یکی از
پاسخ هایی که در این زمینه می توان عنوان کرد آن است که در دایره آفرینش، جای موجودی خالی بود که خودش بتواند سرنوشت خود را بسازد که مظهر صفت اراده الهی باشد.
آیت
الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: انسان بایددر فضایی رشد کند که همه چیز بر
محور تدریج می چرخد؛ این مساله همان اصلی است که به هیچ وجه فلاسفه مادی
نمی توانند به آن پاسخ دهند و فقط دین است که به این سوال بنیادین، پاسخ می
دهد؛ انسان باید در این مسیر، راه و معیار اراده الهی را بشناسد.
|
انتهای پیام/